خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار معمار آنلاین » تعریف فضا در معماری

اطلاعیه سایت

$ جشواره پاییزه معمار آنلاینـ $

با خرید 2 رساله از سایت ما 1 رساله هدیه بگیرید

 برای دیدن کلیک کنید

برای خرید کردن از گزینه افزدون به سبد خرید استفاده کنید!!

تماس با پشتیبانی+ ایدی تلگرام

0939-530-5451

  M_abdali@ 

تعریف فضا در معماری

تعریف فضا در معماری

فضا در معماری

فضا در معماری

تعریف فضا در معماری

مقدمه :

وابستگي انسان به فضا ، ريشه هاي عميقي دارد . اين دلبستگي از نياز به درك روابط اجتماعي انسان ، جهت كسب مفهوم و فرمانروايي بر دنياي حوادث و رويدادها سرچشمه مي گيرد . بشر بين خود و اشياء رابطه ايجاد مي كند . بدين معني كه وي خود را به طريق فيزيولوژي با اشياء وفق داده و ايجاد سازگاري مي كند . چون حركات بشر در فضا انجام مي شود ، لذا فضا بيان كننده وجه ويژه اي از ايجاد ارتباط ميان انسان ها و ميان انسان ها و محيط نبوده بلكه صورتي است جامع از هرگونه ايجاد ارتباط و دربرگيرنده آن . بنابراين مي توان بر اين نكته تاكيد كرد كه فضا فقط يك جنبه از ايجاد ارتباط كلي است .

در عهد باستان دو نوع تعريف ، مبتني بر دو گرايش فكري براي فضا يافت مي شود : تعريف افلاطون كه فضا را همانند يك هستي ثابت و از بين نرفتني مي بيند كه هر چه به وجود آيد در داخل اين فضا جاي دارد .

تعريف ارسطويي كه فضا را به عنوان Topos يا مكان بيان مي كند و آن را جزئي از فضاي كلي تر مي داند كه محدودة آن با محدودة حجمي كه آن را در خود جاي داده است ، تطابق دارد . تعريف افلاطون موفقيت بيشتري از تعريف ارسطو در طول تاريخ پيدا كرد و در دورة رنسانس با تعريف نيوتن تكميل شد و به مفهوم فضاي سه بعدي و مطلق و متشكل از زمان و كالبدهايي كه آن را پر مي كنند درآمد .

دكارت بر خصوصيات متافيزيكي فضا تاكيد دارد ، ولي در عين حال با تاكيد بر فيزيك خالص و مكانيكي اصل سيستم مختصات راستگوشه را براي قابل شناسايي كردن وسعت ها به كار برد .

بعد از رنسانس به تدريج مفاهيم فضا از موجوديت واقعي آن جدا و بيشتر به جنبه‌هاي متافيزيكي آن توجه شد ، ولي در زمينه هاي علمي ، فضا مفهوم مكاني بيشتري را پيدا كرد .

تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده است، اغلب به گونه‌ای بر اهمیت فضا در معماری تأکید می‌کنند، بطوری‌ که وجه مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش‎های مختلف، به نحوی خلاق سازماندهی کنیم.

تحلیل و تفسیر فضا در معماری بطور کامل کلیک کنید

  • از دیدگاه اگوست پره معماری هنر سازماندهی فضاست و این هنر از راه ساختمان بیان می‌شود.
  • ادوارد میلر اپژوکوم نیز معماری را هنر ساختن و هدف کلی آن را محصور کردن فضا برای استفاده بشر تعریف می‌کند.
  • به گفته لامونت مور نیز معماری هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است.

در طراحي معماران كوشش معماران همواره براي خلق فضاهاي مطلوب و سودمند جهت استفاده انسان بوده ، كه براي نيل به اين هدف اطلاع از نحوه برخورد و رفتار او در درون اين فضاها بسيار اهميت دارد . مبلمان ، نور ، رنگ ، عملكرد ، حريم ، احساس ، نحوه استفاده و بطور كلي همة ابعاد كمي و كيفي و رفتار انسان در درون هر فضا «سناريو» ي اين فضا را تعيين مي كند .

در اين مقاله ، سعي شده است به اين پرسش پاسخ داده شود كه تعريف فضا چيست؟ فضا در معماري چه مفهومي دارد؟ انواع فضا كدام است ؟

و در نهايت پاسخ به پرسش نهايي : فضاي معماري چه نوع فضايي بايد باشد و خصوصيات آن چيست ؟

فضا چيست؟

«ذرات فضا چيزي را باز مي نماياند كه فضا مي خواهد باشد.» لوئي كان

نزديكترين تعريف براي فضا ، به نظر مي رسد چنين است كه فضا را خلائي در نظر بگيريم كه مي تواند شي را در خود جاي دهد و يا از چيزي آكنده شود .

فضا در واقع چيزي نيست كه تعريف دقيق داشته باشد ، اما قابل اندازه گيري است . ارسطو اولين متفكر اروپايي باستان ، فضا را قابل قياس با ظرف مي داند كه جايي خالي است و براي وجود داشتن بايد پيرامون آن محصور باشد ، يعني ارسطو براي فضا نهايتي در نظر مي گيرد .

بر عكس اين تعبير را جيوردانو برونو (Giordano Bruno) در قرن شانزدهم ارائه مي‌دهد . (با استناد به نظريه كپرنيك) . به عقيده او فضا از طريق جداره ها درك مي‌شود و مجموعه اي از روابط ميان اشياء است و نيازي نيست كه از همه سمت محصور باشد و يا به تعبيري همواره نهايتي داشته باشد . محيط و خصوصاً معماري در مجموعه اي از سيستم هاي فضايي كم و بيش پيچيده است كه بر يكديگر تاثير مي‌گذارند . هر چه ساختار فضايي اين ارتباطات ساده تر باشند درك آن به عنوان يك كليت ساده تر است و به عكس ، پيچيدگي در نظم آن باعث مي شود تا نگاه ما بيشتر به دنبال ساختار و ريز نقش آن باشد . بشر از همان ابتدا نيازمند فضايي است كه او را در مقابل تاثيرات محيط حفظ كند . بنابراين اين فضا چون نقطه شروع انسان براي شناخت محيط است داراي ارزش خاصي مي باشد .

اين فضا مركزي است كه بر مبناي آن تمامي ارتباطات فضايي شكل يافته و سنجيده مي شوند از يك سو ساخت و پرداخت اين فضا وابسته با امكانات فني انسان است و از سويي ديگر گوياي حالات و روحيات سازنده آن مي باشد . لويي كان اين نكته را چنين بيان مي كند : «ذرات فضا نه تنها روح زنده است بلكه فضا نمودي است از نياز بشر نسبت به وجود.»

اين نوع مشخص از وجود داشتن و هم از اين طريق ، روح حاكم بر ساختار و پردازش فضا در طول زمان هميشه متغير بوده و تابعي از فرهنگ مي باشد .

در فرهنگ اروپا ، در طول تاريخ آن سه نوع نگرش كاملاً متفاوت نسبت به فضا قابل بررسي است . نخستين آن همزمان با دوران شكوفائي تمدن و فرهنگ بين النهرين ، مصر و يونان مي باشد . معماري اين دوره به صورت مجسمه بوده كه مي بايست درخشش آن در تمامي فضاي بي پايان جلوه گر باشد و ارتباطي با كهكشان برقرار سازد . نقش فضاهاي داخلي در اين دوره نقشي ثانويه بوده و به آن چندان توجهي نمي شده است . (عناصر تشكيل دهندة فضا به مراتب مهمتر از خود فضا بودند.) به عكس معماري يونان كه نوعي «مجسمه سازي» بود در معماري رومي تبديل به «فضا‌سازي» گرديد . براي اولين بار در اين معماري ، براي كاربري هاي گوناگون ، فضاهاي متفاوت در نظر گرفته شد . فضاي داخلي پرداخته تر و فعال تر گرديد و از اين طريق نقش اول را در معماري بر عهده گرفت .

شروع دوران سوم را مي توان آغاز قرن حاضر است . فضا در اين دوره ديگر محفظه‌اي محصور و بسته نيست ، بلكه به يك حوزه يا پهنه تبديل مي شود . به اين ترتيب است كه رابطه بين فضاي داخل و فضاي خارج نيز متحول مي گردد .

فضا در معماری

فضا در معماری

انواع فضا در معماری

  • ۱) فضای خصوصی (داخلی ، تخصصی )
  • ۲) فضای عمومی (خارجی)
  • ۳) فضای نیمه خصوصی – نیمه عمومی
  • ۴) فضاهای محصور و نا محصور

فضای خصوصی ( داخلی ، تخصصی )

فضاهایی که تحت مالکیت عده ای خاص قرار دارند و تنها آنان مجاز به استفاده از آن فضا می باشند، فضاهای خصوصی نامیده می شوند. بدیهی است که در این فضا، فعالیت ها و رفتارهایی به وقوع می پیوندد که کاملاً جنبه خصوصی دارند. فعالیت هایی که ما حاضر به انجام بسیاری از آنها در فضای نیمه خصوصی و عمومی نیستیم. مهم ترین این فضاها خانه ها و منازل مسکونی می باشند. البته همانطور که گفته شد، خصوصی بودن از درجات مختلفی بر خوردار است. به عنوان مثال در خانه ها اتاق خواب از درجه خصوصی بودن بیشتری نسبت به نشیمن یا پذیرایی بر خوردار است.

برای مثال در فضای خصوصی که معماری داخلی نقش عمده ای در كيفيت فضای ساختمان ايفا ميكند، نحوه چيدمان و تقسيم بندی فضا، جنسيت و رنگ پوشش سطوح ( كف، سقف و ديوارها ) ، نور پردازی، مبلـمان و مجموعه عوامل موثر ديگر تعيين كننده زيبايي و كار آمدی فضاهای داخلي هستند. امروزه تاثير معماری داخلی بر آرامش ( مجموعه هنجارهای عصبی ) ، راندمان ( در فضاهای اداری ) ، اثر بخشی ( در فضاهای تجاری ) بسيار بديهی و لازم به نظر ميرسد.

در تعریف فضا با دو مفهوم پایه‌ای سروكار داریم: فضا و عناصر تعریف‎كننده یا محدودكننده فضا، به عنوان مثال اگر جعبه‌ای را در نظر بگیریم، حجم خالی درون آن، فضا و دیواره‌های جعبه، عناصر تعریف‎كننده فضا محسوب می‌شوند. فضا قابل لمس نیست، ولی عناصر تعریف‎كننده و محدودكننده آن قابل لمس، اندازه‎گیری، معرفی و تركیب با یكدیگر هستند. در حقیقت فضا از طریق عناصر محدودكننده آن قابل شناسایی است و كیفیت و شخصیت آن تابع عناصر متشكله آن و چگونگی ارتباط و نظم حاكم بین این عناصر می‎باشد. به بیان دیگر، فرم، كیفیت و نحوه ارتباط عناصر تعریف‎كننده فضاست كه شخصیت یك فضا را می‌سازد و به آن شكل، بعد و مقیاس می‌بخشد و برای ما قابل درك می‎كند.

فضای عمومی:

فضاهای عمومی آن دسته از فضاهایی هستند که بین تمامی افراد محله به صورت مشترک مورد استفاده قرار می گیرند و هیچگونه محدودیتی برای ورود و حضور در این فضا وجود ندارد. در این فضاها کنترل حضور غریبه ها از طریق موانع غیر کالبدی و احساسی صورت می پذیرد و نه موانع کالبدی. فضاهای باز داخل محله، مثل مرکز محله، معابر، فضاهای باز کودکان و مانند اینها جزء این دسته از فضاها هستند. البته عدم محدودیت در این فضاها به معنی امکان شکل گیری هر گونه رفتار و فعالیتی در آنها نیست و رفتارهای جاری در این فضاها نیز تابع مسائل فرهنگی و هنجارهای اخلاقی هر جامعه ای می باشد.

فضاهای نیمه خصوصی – نیمه عمومی:

فضاهایی که از نظر مالکیت، محدودیت های کاملاً خصوصی را ندارند ولی به خاطر کارکرد خاصشان یا نحوه طراحی و ویژگی های کلیدیشان مورد استفاده تمامی افراد محله قرار نمی گیرند، فضای پاگردها و حیاط در آپارتمانها، ورودی منازل و واحدهای همجواری و یا پارکینگ های جلو منازل در زمره این فضاها قرار می گیرد.

فضاهای باز و نیمه باز و بسته (پر و خالی – مثبت و منفی):

یک مجموعه مسکونی را می توان به مجمو عه های از فضاهای باز و بسته تقسیم نمود. هر کدام از فضاهای باز یا بسته امکان قرار گرفتن در هر یک از دسته های دسته بندی قبلی را، با توجه به اینکه بستر چه نوع فعالیت یا رفتاری قرار می گیرند، دارا می باشند.

در بهترین حالت یک رابطه مناسب و منطقی ما بین این فضاهای باز و بسته وجود داشته باشد تا یک محیط مناسب برای زندگی فراهم گردد. این رابطه بین پر و خالی در طراحی فضاهای شهری و از جمله مجموعه های مسکونی از مهمترین عوامل برقرار کننده تعادل می باشند.

فضای باز:

فضای باز به فضایی گفته می شود که فاقد پوشش سقف می باشد و جداره ها نیز در صورت وجود از تمامی جهات این فضاها را مسدود نمی نماید. در محلات و مجموعه های مسکونی ساختمانهای محدود کننده این فضاها همان احجام ساختمان های مسکونی می باشد و جداره های این فضاها نمای این ساختمانها می باشند. فضای باز غالباً جزو فضاهای عمومی و نیمه عمومی محسوب می شود و تنها بالکن و حیاط خصوصی فضای باز در عین حال خصوصی می باشند. فضای باز مهمترین عرصه شکل گیری تعاملات اجتماعی به شمار می روند. هر معماری در درون بستری شکل می گیرد، بستری که خود قبل از قرار گرفتن هر گونه ساختمان یا عارضه مصنوعی به عنوان یک فضای باز طبیعی ساخته می شود. برای هیچ کس بودن در یک فضای بسته و مصنوعی برای یک مدت طولانی امکان پذیر نیست.

فضای باز در معماری سنتی ایران در دو مقیاس مطرح می شود. اول فضاهای باز بزرگ که بیشتر جوابگوی تجمع های بزرگ، تشریفات مذهبی و نظامی و … بوده است و دوم فضای باز کوچک، که بیشتر در رابطه با کاربردهای روزمره در بناهای کوچک و غالباً مسکونی متداول بوده و معمولاً مکمل فضای زندگی در بخش سرپوشیده محسوب می شده و هماهنگی خاصی را در فضا پدید می آورده است.

با بررسی چند مثال از بررسی معماری ایرانی در می یابیم که فضاهای باز از مدلها و تناسب خاصی تبعیت می کنند که در القاء احساس محصور بودن فضا یا عکس آن مؤثر است.

عناصر تشکیل دهنده فضای باز:

  • ۱) کف
  • ۲) جداره ها
  • ۳) پوشش گیاهی
  • ۴) مبلمان
  • فضای نیمه باز

حد فاصل بین فضاهای بسته و باز محاط بر آن در یک بررسی تحلیلی می تواند به عنوان فضای ارتباط دهنده این دو شناخته شود. مجموعه عناصری که کاربرد اصلیشان جدا نگه داشتن فضای باز از فضای سر پوشیده بنا محسوب می شود، تحرک فضایی قابل ملاحظه ای را در کار تلفیق فضای داخلی و خارجی به عهده دارند. بهترین مثال اینگونه فضاها در معماری سنتی «ایران» است .

عناصر شاخص در فضای معماری ایرانی?

ایوان

یکی از عناصر شاخص معماری ایرانی ایوان است و از آن جهت که در محدوده آن و جایگزینی اش در بنا، امکانات تغییر شکلهای گوناگونی وجود دارد عضو قابل توجهی است .دلیل اصلی و اولیه خلق ایوان را می توان در نیاز و جوابگویی به یک فضای واسطه با فراهم آوردن امکان مکث و توقف در حین گذشت از فضایی باز به فضای بسته و یا بالعکس تصور کرد. البته ایوان به پاره ای عملکردهای جنبی نیز جواب می دهد.

به خصوص با توجه به شرایط اقلیمی، مانع از تبادل سریع حرارت از داخل به خارج (در فصول سرد) و از خارج به داخل (در فصول گرم) می گردد. ایوان در کاربردهای مختلف شکل و ابعاد متفاوتی به خود می گیرد و به عنوان حد فاصل نیازهای کاربردی فضا و تزئین و تقویت غنای شکلی فضا ترسیم می گردد.

مفهوم فضا در معماری

مفهوم فضا در معماری

عناصر فضا :

هر كاري كه انسان انجام مي دهد داراي يك جنبة فضايي نيز هست ؛ به هر عبارتي هر عملي كه انجام مي شود احتياج به فضا دارد . فضاي داخلي معماري ، فضايي است ساخته شده به دست بشر و در وحلة اول وظيفة پناه دادن به انسان در مقابل عوامل طبيعي را دارد . لويي كان مي نويسد : «فضا ، فضانيست مگر اينكه به روشني قابل تشخيص باشد كه چگونه به وجود آمده است.»

اولين عنصر ، كف است كه بنا به دلايل عملي معمولاً افقي است و امكانات تغيير در آن نسبتاً محدود هستند : ايجاد اختلاف سطح ، تغيير بافت و يا تغيير جنس . سقف يا بام دومين عنصر افقي محدود كنندة فضا مي باشد . فرم پوشش سقف مي تواند تاثيري كاملاً تعيين كننده در شخصيت كلي فضا داشته باشد . ديوارها عناصر عمومي محدود كنندة فضا هستند . با صرفنظر كردن از ديوارها فقط ستونها به عنوان عناصر عمودي باقي مي مانند . فضا از طريق عناصر تعريف كنندة آن شناخته مي شود . چارلز مور(Charles More) مي گويد : «وقتي از يك كف و سقف و چهار ديوار ، يك اطاق ساخته مي شود ،‌در كنار اين شش عنصر ، يك عنصر هفتمي هم وجود دارد كه فضا است و اين عنصر اثري بيش از عناصر فيزيكي دارد كه فضا توسط آنان ساخته شده است . اما كيفيت اين فضا در وحلة اول تابع عناصر متشكله آن و ارتباط اين عناصر با هم است و اين عوامل خود تحت تاثير مشخصه هاي ذيل هستند :

الف-ابعاد عناصر

ب)موقعيت عناصر نسبت به يكديگر

ج)نوع عناصر : جنسي ، سطحي ، بافت و رنگ

د) بازشو ها يا گشايش ها در عناصر

فضاي معماري چه نوع فضايي بايد باشد ؟

تاكنون نظريه هاي متعددي دربارة فضا ارائه شده است . مسلم است كه فضاي معماري زير مجموعة مبحث بزرگتري تحت عنوان فضا است . كريستين نوربرگ شولتز در كتاب هستي ، فضا ، معماري به غير از فضاي معماري از ۵ نوع فضاي ديگر سخن مي گويد :

۱-فضاي عملي يا فضاي پديده هاي طبيعي و بيولوژيكي ؛

۲-فضاي ادراك و جهت يابي آني انسان در محيط ؛

۳-فضاي هستي مربوط به تصوير و سيماي تثبيت شدة جهان در ذهن انسان ؛

۴-فضاي شناخت جهان فيزيكي كه مربوط به ادراك علمي مي شود ؛

۵-فضاي تجريدي روابط منطقي .

فضاي معماري نوع خاصي از فضا است كه با پنج فضاي فوق به گونه اي مرتبط است . در اين تقسيم بندي مشاهده مي شود كه از ۱ به ۵ ، مسايل از عيني به ذهني ميل مي كنند، به گونه اي كه فضاي پنجم كاملاً ذهني است . معماري به لحاظ خصلتي كه دارد ، بر عكس از جهان تجريد آغاز مي كند و يه عينيت مي انجامد . اولين ايده هاي معماري مي توانند از مسائلي كاملاً تجريدي ماند مباني پروژه ، الگوهاي هندسي يا دياگرام هاي تحليلي كاربريها متولد شوند . در نهايت ، فضاي ساخته شدة محيطي مصنوع و فيزيكي است كه در آن ، علاوه بر پرورش ذهن ، فعاليت هاي طبيعي و بيولوژيكي انسان نيز صورت مي گيرند . بنابراين ، در مراحل مختلف تحقيق يك اثر ، فضاي معماري به گونه اي با تمامي موارد ذكر شده در بالا سر و كار دارد . انسان در فضاي معماري زندگي مي كند ، به فضا فكر مي كند و فضا را خلق مي كند . رابطه انسان با فضاي معماري پيچيده تر از فضاي هنري نقاشي و مجسمه سازي است ، زيرا انسان اين فضا را از درون نيز تجربه مي كند . اين رابطه‌اي است روزمره كه بخش مهمي از زندگي انسان را مشروط مي سازند . بنابراين فضا در معماري ، هدفي نهايي به شمار مي آيد . برونو روي ، منتقد ايتاليايي ، مي گويد : «معماري هنر ساختن فضا است .» ويگدنون در كتاب مشهور خود ، فضا ، زمان ، معماري ، از فضا به عنوان بحث اصلي و مركزي معماري سخن مي گويد . در هر حال ، فضاي محيط طبيعي يا فضاي فيزيكي جهان ، اگرچه در دوره هاي مختلف هميشه به گونه اي سمبليك يا ساختاري ، بر فضاي معماري تاثير گذاشته است تا به امروز ، همواره با فضاي معماري تضادي آشكار داشته است .

شناسايي فضاي ساخت دست بشر در بستر طبيعت همواره بسيار آسان بوده است . طبيعت و معماري هر دو داراي نظم هستند ،‌ليكن نظم اين دو به لحاظ ساختاري كاملاً متفاوت است . انسان در خلق فضا از الگوهاي كلي ذهني بهره مي جويد . همانگونه كه انسان براي شناخت جهان فيزيكي ، جهان ساده تر قواعد علمي را پديد آورده است ، فضاي معماري نيز مربوط به جهان عملي ولي داراي نظمي ساده تر است . آنچه امروزه نظم يا بي نظمي مي ناميم ، در حقيقت به درجه هاي مختلف پيچيدگي يا نظم هاي متفاوت مربوط مي شود .

در هر حال ، عموم معماران «فضا» را اصلي ترين يا يكي از اصلي ترين عناصر معماري مي شناسند . فضاي معماري به بياني توصيف مادي «مكان» يا ظرفي است كه در آن بخشي از فعاليت هاي مربوط به زندگي بشر صورت مي پذيرد . بنابراين ، فضاي معماري با زندگي رابطه اي ناگسستني دارد . انسان هنگاميكه از رحم مادر جدا مي شود در فضايي جديد قرار مي گيرد كه همان فضاي معماري است . فرم و عملكرد رحم دقيقاً پاسخگوي تمامي نيازهاي انسان در اولين مرحله زندگي اوست . معماري نيز حتي المقدور بايد اينگونه باشد .

فضا از بزرگترين دغدغه هاي معماري است . معماري يك «متن» است . متني با كلام ويژه . اما معمار پيش از اينكه متني را با عناصر معماري ، ماده و حجم بنويسد ، آن فضا را در كلمه مي سازد و مي انديشد . چراكه انديشه بيرون كلمه نيست .

ساختن مكان بالاتر از ساختن فضا است و معماري همانا شناختن مكان به عنوان شالودة فضا است . هايدگر معتقد است كه : «فضاها هستي گوهرين خود را از مكان‌ها مي گيرند ، نه از فضا» بنابراين براي ساختن فضا ، مي بايد در صدد مهيا ساختن «مكان» بود . از اين رو است كه معماري در كشاكش با محل و محيط آشكار مي گردد . معماري ، با برپاداشتن يك معماري در يك محل ، بر آن است تا زندگي و روحي تازه به زمين ببخشد و اين «بخشيدن معناي تازه» همانا خلق مكان است كه فضا را در خود دارد . معماري در تلاش احياي «مكان مقدس» است . مكان مقدس ، مكاني متجانس نيست ، مكاني است سويه مند و جهت دار . مكاني كه به وسيلة گردهم آوردن هاي مقدس ويژه گشته . مكاني مقدس ، به واسطة يك اتفاق ازلي ، در زمان ازلي استعلا يافته . نقطه اي است ثابت و برجسته كه خود را از پيرامون خود بر مي كشد . اين مكان ، مقابل مكاني نامقدس قرار مي گيرد كه مكاني است همگن، يكنواخت و بي مركز ، مكاني است كه فاقد سويه مندي است .

از آنجا كه انسان جهان را به واسطه كالبد خود مي فهمد ، و كالبد فيزيكي انسان داراي چپ و راست ، بالا و پايين و عقب و جلو است ، پس انسجام فضا نيز به تبع آن سويه مند  و ناهمگون است .

رايانه در حال فرا گرفتن سراسر جهان است و قابليت هاي آن ، تفاوت هاي ميان فرهنگ ها و شيوه هاي زندگي را زدوده است . شهرها و كشورها هر چه بيشتر شبيه به هم مي گردند و ارزش هاي سنتي رنگ مي بازد . اين نسل به فضاها به صورت مكاني مي انديشد كه در آن  انسان با ماشين ها سخن مي گويد ، جايي كه زندگي و حساسيت انساني از بين رفته است . همه چيز در حال استاندارد شدن است و يكسان‌نگري در تار و پودها تنيده است . معماران به كارهايي مي پردازند كه به وسيلة رايانه ها و فقط بر پايه الگوهاي منطقي رايانه فهم و طراحي شده اند . در اين جا است كه فضاي معماري بي روح و بي جان خواهد شد . اما بايد در مقابل اين افراد جنگيد و بايد به دنبال فضاهايي بر مبناي تفاوت بود . معمار بايد به تفاوت ها امكان دهد تا به تجربه درآيند . بايد در پي خلق مكان هايي بود كه حس كالبد را تقويت كند تا انسان بتواند به واسطة كالبد خود ، حسي واقعي و عيني از فضا داشته باشد . «اگر كاليد از چنين فرصتي محروم باشد ، هيچ تجربة ديگري ممكن نخواهد بود و اگر ارتباطات فيزيكي از بين برود ، در واقع حس زنده بودن از بين خواهد رفت .

بايد جريان زندگي روزانه را ارج نهاد و دنبال فضايي بود كه در آن زندگي روزانه انسان ها امكان گسترش يابد . بنابراين فضاهايي را كه اينگونه برتر از زندگي اند «فضاي زندگي» نام دارند . فضاي زندگي ، هم نيازهاي زندگي روزانه را پاسخ مي‌گويد و هم رابطه ميان انسان و چيزها مدام در خود باز مي سازد . پس ماده و مصالح اهميت مي يابند ، چرا كه يك سوي رابطه انسان و چيزها ماده است .

عنصر مهمي كه مي توان در ساختار فضا از آن بهره گرفت ، نور است . «نور ، سرچشمة تمام هستي است . نور ، در حاليكه به سطح چيزها بر مي خورد ، به آن ها شكل مي دهد وبا انباشتن سايه در پشت چيزها ، به آن ها عمق مي بخشد . چيزها در طول لبة نور و تاريكي انسجام مي يابند و در حاليكه رابطه هاي بينامتني را آشكار مي‌سازند ، شكل ويژة خود را به دست مي آورند و كاملاً به همديگر پيوند مي‌خورند.»

اما امروزه معماري مدرن ، جهاني كاملاً شفاف بنا نهاده است ، جهاني با نور يكسان و اين نور يكسان ، فضا را مي كشد و تا حد تاريكي مطلق فرو مي كاهد . حضور نور طبيعي نسبت بي واسطه اي با «مكان» و «زمان» مي سازد . از يكسو با حضور خود مكان را غنا مي دهد و از ديگر سو ، با تغييرات خود زمان را مي نماياند . اما وجود نور ، از تاريكي است . «نور به تنهايي روشنايي نمي بخشد ، بايد تاريكي باشد ، تا نور، «نور» شود و با جلال و قدرت بدرخشد . تاريكي ، كه تلالو نور را بر مي افروزد و قدرت نور را آشكار مي كند ، ذاتاً بخشي از نور است» . نور واسطة فهم ما از مكان، زمان ، طبيعت و زندگي است .

بي ترديد تجربة معماري متكي به تجربه فضايي است كه جز از تركيب و ارتباط عناصر مكاني بدست نمي آيد . به اين ترتيب معناي مكاني فضا حذف ناشدني است ، در اين مورد انيشتين مي گويد : «فضا به لحاظ فيزيولوژيكي مفهوم ساده تري از مكان را بيان مي كند.» آنچه كه در شعر ، ادبيات و يا موسيقي يا … تحت عنوان «فضا» يا معماري اسم برده مي شود ، بدليل فقدان ساختماني عيني و ملموس جز شبيه سازي معناي فضا و معماري نمي تواند باشد كه البته كاربرد و فايدة خود را دارد . اما در معماري نيز نبايد تنها «ساختمان» و معناي محدود و متعارف آن را مدنظر قرار داد، در معماري شرط تحقق فضا مقدم بر تحقق بنا است . توجه به فضا معماري را سيال و جاري مي كند و توجه به ساختمان ، آن را تكه و منفرد مي سازد .

0

User Rating: 4.56 ( 23 votes )
امتیاز 4.75 ( 110 رای )
اشتراک گذاری مطلب
امیر دهقان

درباره امیر دهقان :

امیر دهقان هستم دارای مدرک کارشناسی رشته معماری از دانشگاه علم و فرهنگ ، تخصص بنده در زمینه طراحی و انجام پروژه های معماری از جمله ماکت و سه بعدی می باشد. با پیشنهاد و انتقادهایتان ما را در راستای ارائه خدمات بهتر راهنمایی فرمائید .

تاکنون 11 نظر ثبت شده است.

  1. سلام اقای دهقان .یه سوال داشتم اینکه این مطلبتون یه مقاله است یا جمع اوری اطلاعات شخصیه ؟ و اینکه امکانش هست منابع این مطالبو واسم میل کنید؟ممنونتون میشم اگه کمکم کنید.

    • سلام خانم فتنانه . ممنون از توجهتون به سایت ما .
      این مطلب جمع آوری اطلاعات شخصی تو زمان دانشجویی هستش برای یک کنفرانس کلاسی. و از کتاب و اینترنت جمع آوری کردم. ولی من بهتون کتاب فرم فضا نظم رو پیشنهاد میکنم.

  2. سلام خسته نباشید بابته سایت خوبتون ممنونم ازتون میخوام هر کاری رو که ارائه میکنید اسم معمار وسبکشم بگید

  3. درود
    جناب مهندس
    میخواستم خواهش کنم در رابطه با تمهیداتی که در ایجاد اختلاف سطح در فضا وجود دارد من رو راهنمایی کنید
    با سپاس

  4. سلام رساله هتل موزه میخواستم
    لطفا راهنمایی کنید

  5. با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی
    مطلبی که گذاشتین بسیار خوبه ولی بهتره که آخر هر پاراگراف منبع ذکر بشه تا بتونه به عنوان یه منبع معتبر ازش استفاده بشه. بازم ممنون و خسته نباشید

  1. پینگ بک : navid

معدله فوق را حل کنید *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت مـــعمـار انـلاین محفوظ است-کپی مطالب با درج لینک سایت مجاز می باشد

__$ جشواره پاییزه معمار آنلاینـ $__ با خرید 2 رساله معماری از سایت ما 1 رساله به دلخواه هدیه بگیرید.... فقط تا پایان پاییز فرصت باقیست _ برای دیدن کلیک کنید